|
|
|
|
|
2
نوشته شده در ساعت 11:10 توسط هما
|
|
||
|
|
در آغوشم بگیر |
|
در آغوشم بگیر بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس کنم و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز کنم نگاهم کن و التماسم را در چشمانم بخوان قلبم به پایت افتاده است نرو لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره کن تنها تو را می خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم و بگذار دوباره در آغوشت بخواب روم
|
||
|
2
نوشته شده در ساعت 15:1 توسط هما
|
|
||
|
|
روزت مبارک |
|
روز پدر را به همه پدران تبریک می گم حسین جان روزت مبارک
|
||
|
2
نوشته شده در ساعت 11:36 توسط هما
|
|
||
|
|
خواستم كه شيدايت كنم |
|
خواستم كه شيدايت كنم مفتون چشمانت شدم در عشق رسوايت كنم پاي بند پيمانت شدم خواستم سخن از دل بگم ديدم دل ميبري ، دين ميبري ، مومن به ايمانت شدم گفتم مرحم نهم بر زخم خويش سازش كنم با اخم خويش بيهوده بود تجويز من محتاج به درمانت شدم خواستم پنهان كنم اين راز را اين سوز و اين گداز را غافل كه من انگشت نماي شهر و سامانت شدم مي دوني خيلي وقته كه رفتي دلمو تكه تكه كردي مثل يك تكه بلور من و از عمق وجودم ذره ذره كردي يادته گفتي به من كه عاشقي حالا باش ببين چه وعده كردي تو گفته بودي طبيب دل بيماراني پس طبيب دل من باش كه بيمار توام تو هم رفتي رها كردي دلم را دو صد چندان نمودي مشكلم را |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 14:50 توسط هما
|
|
||
|
|
كوچه |
|
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم. همه تن چشم شدم خيره به دنبال توگشتم. شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم. شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.
در نهانخانه جانم , گل ياد تو درخشيد, باغ صد خاطره خندید, عطر صد خاطره پیچید.
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم, پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم, ساعتی بر لب آن جوی نشستیم. تو , همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت, من , همه محو تماشای نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام, بخت , خندان و , زمان رام. خوشهء ماه فرو ریخته در آب, شاخه ها دست برآورده به مهتاب. شب و صحرا و گل و سنگ, همه , دل داده به آواز شباهنگ.
یادم آمد تو به من گفتی: ((از این عشق حذر کن! لحظه ای چند بر این آب نظر کن! آب , آیینهء عشق گذران است. تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است, باش فردا , که دلت با دگران است! تا فراموش کنی , چندی از این شهر , سفر کن!))
با تو گفتم: ((حذر از عشق ندانم. سفر از پیش تو هرگز نتوانم, نتوانم!))
روز اول که دل من به تمنّای تو پر زد, چون کبوتر بر لب بام تو نشستم. تو به من سنگ زدی , من نرمیدم , نه گسستم. باز گفتم که تو صیّادی و من آهوی دشتم, تا به دام تو در افتادم , همه جا گشتم و گشتم, حذر از عشق ندانم, سفر از پیش تو هرگز نتوانم , نتوانم!
اشکی از شاخه فرو ریخت. مرغ حق , نالهء تلخی زد و بگریخت... اشک در چشم تو لرزید, ماه بر عشق تو خندید. یادم آمد که دگر از تو جوابی نشنیدم, پای در دامن اندوه کشیدم, نگسستم , نرمیدم...
رفت در ظلمت غم , آن شب و شبهای دگر هم, نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم, نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم...! بی تو امّا به چه حالی من از آن کوچه گذشتم...! فدای تو حسین
|
||
|
2
نوشته شده در ساعت 16:23 توسط هما
|
|
||
|
|
به سوی ساحل عشق می روم |
|
|
||
|
2
نوشته شده در ساعت 20:21 توسط هما
|
|
||
|
|
مادرم تویی بال وپرم |
|
![]() |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 10:28 توسط هما
|
|
||
|
|
تقدیم به حسین عزیزم |
|
![]() |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 10:24 توسط هما
|
|
||
|
|
love |
|
![]() |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 11:24 توسط هما
|
|
||
|
|
بیا عزیزم |
|
اون لحظه ای که عطر تو می پیچه تو باغ تنم قلبی که با تو میزنه تو سینه داغونش نکن |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 11:35 توسط هما
|
|
||
|
|
تولد عشقمون مبارک |
|
|
کاش می دانستی لحظه های با تو بودن چه زیباست و به اندازه همه یاس های سپید و آسمان آبی بی کران دوستت دارم و هرشب و روز از تو می گویم تو که گلبوته های سرخ عشقت تا ابد در قلب من سبز خواهد ماندو بهترین لبخند هایم را به تو عزیزترینم تقدیم می کنم حسین جان اول مرداد ماه چهارمین سال تولد عشمون رو از صمیم قلب بهت تبریک می گم از خدا می خوام که هیچ وقت ما رو از هم جدا نکنه (آمین) |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 11:25 توسط هما
|
|
||
|
|
نگاه تو |
|
|
||
|
2
نوشته شده در ساعت 0:4 توسط هما
|
|
||
|
|
بزن بارون كه داغونم |
|
|
بزن بارون كه داغونم |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 14:27 توسط هما
|
|
||
|
|
تنها |
|
|
مرا بر مرمر چشمت بیاویز که من قندیل معبدهای دردم ...![]() |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 11:7 توسط هما
|
|
||
|
|
محبت |
|
|
ان زمان که مانند پرستو وحالا محبت راتنها و تنهادر گرو چشمان افسونگر تو میبینم ای کاش در کنارم بودی تا برگ برگ درخت زندگیم را به پایت فنا و نابود کردم ای کاش در کنارم بودی تا سیر نگاهت می کردم تا جبران لحظه هایی را کنم که ارزوی دیدنت را داشتم ای کاش در کنارم بودی تا در سحر گاه تنهای تا نماز عشق را تنها و تنها با تو اقامه می کردم ای کاش |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 11:6 توسط هما
|
|
||
|
|
اعتبار عشق |
|
|
|
|
|||
|
2
نوشته شده در ساعت 22:12 توسط هما
|
|
|||
|
|
نیلوفر عاشق |
|
![]() |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 10:42 توسط هما
|
|
||
|
|
من وتو |
|
![]() |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 10:56 توسط هما
|
|
||
|
|
کاش بودی |
|
|
کاش در کنارت بودم تا این همه احساس تنهایی نمی کردم و از فراقت اشک نمی ريختم ...تا قبل از این نمی دانستم که دوری از یار مهربان اینقدر جانکاه است ..نمی دانستم شب های فراق چقدر طولانی و تاريک و روزهايش ابری و بارانيست ..اما با دوری از تو ، تنها عشقم ، از آموزگار هجرت اين درس ها را گرفتم و اکنون از طول ثانيه های طولانی بی تو بودن نيز خبر دارم ... |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 19:56 توسط هما
|
|
||
|
|
بوسه |
|
از راه دور تورا ای عزیزترینم می بوسم |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 19:54 توسط هما
|
|
||
|
|
عشق تو |
|
![]() |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 19:31 توسط هما
|
|
||
|
|
مهربون من ! |
|
|
تا وقتي كه تو هستي، تا لحظه اي كه ياد تو در خاطر من جاريست! تا زماني كه دستهاي گرمت همراه دستاي خسته اي منه! تا وقتي كه نگاهت تنها پناهگاه و تكيه گاه نگاه سرگردان منه! تا زماني كه تو همسفر جاده زندگي من هستي! تا وقتي كه شونه هاي تو امن ترين جاي دنياست براي من! من زنده هستم! براي زندگي كردن با تو! |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 19:30 توسط هما
|
|
||
|
|
تقدیم به حسین عزیزم |
|
![]() |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 17:53 توسط هما
|
|
||
|
|
love |
|
|
توی خیالم تویی ...............توی بیداری ..............توی خواب ... توی رویا ...............فقط و فقط تویی ................. |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 18:43 توسط هما
|
|
||
|
|
|
|
|
کاش ميشد پرنده بوديم توي دست آسمون تا براي هم مي ساختيم از پَرامون آشيون من براي تو ميساختم سقفي از بال و پرم تو ميزاشتي عاشقونه پرت رو زير سرم واي اگه پرنده بوديم تو رو با خودم مي بردم وقتي با تو مي پريدم آسمون كم مياوردم نميذاشتم شوق پرواز تو دلامون بره از ياد تو رو با خودم ميبردم جايي كه نباشه صيّاد تو فقط بايد بموني اي پناهِ آخر من تا كه پرپر نشه بي تو همه ي بال و پر من كاش ميشد پرنده بوديم توي دست آسمون تا براي هم مي ساختيم از پَرامون آشيون من براي تو ميساختم سقفي از بال و پرم تو ميزاشتي عاشقونه پرت رو زير سرم واي نگو اين فقط يه خوابه ، من و تو پرنده نيستيم وقتي همديگرو داريم نگو ما برنده نيستيم ما ميتونيم از محبّت با هم آسمون بسازيم حتي با دستاي خالي با هم آشيون بسازيم |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 17:10 توسط هما
|
|
||
|
|
عشق |
|
|
عشق را در چشمانم میخواندی اما هیچگاه آن را نمی دیدی تا آن هنگام ........... آن هنگام که چشمانت را بستی و من برای اولین بار بوسیدمت آری .......... آری حالا دیگر بی اختیار میگریستی و با نگاهت میگفتی که عشق را دیده ای.... عشق را دیده ای |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 15:9 توسط هما
|
|
||
|
|
حسین |
|
|
عزیزم فدات شم |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 11:24 توسط هما
|
|
||
|
|
دل تو |
|
|
سراين کوچه باريک دلم
کناراين سفره تاريک دلم
نشسته ام
لقمه ای نان بيات
اب شراب
نوشيده ام
تاسرکوچه دلت رسيده ام |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 19:35 توسط هما
|
|
||
|
|
|
|
خدايا تنها ترينم...هميشه تو فكر اينم٬نكنه تنها بميرم...
|
||
|
2
نوشته شده در ساعت 19:18 توسط هما
|
|
||
|
|
تقدیم به حسین عزیزم |
|
|
|
||
|
2
نوشته شده در ساعت 10:58 توسط هما
|
|
||